كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
77
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
عرض رسانيدند كه خراسانيان از پيرپادشاه جدا شدند و ميرزا الغ بيك گوركان در قصبهء خوجان شرف دستبوس يافته ، آداب طوى و پيشكش بهجاى آورد و در منزل خواجه قنبر ، امير يادگار شاه ارلات و امير شيخ لقمان برلاس و امير عليكه كوكلتاش با لشكرهاى بادغيس و سرخس و مرو و ماخان و ساير آن ولايات رسيدند و ابو مسلم پسر امير اوچقرا از طرف مازندران آمده عرضه داشت كه پيرپادشاه از آوازهء سپاه ظفرپناه راه فرار پيموده به جانب رستمدار رفت و موكب همايون به تعجيل روان شده ماه رايت خورشيد فراز افق صحراى استراباد طالع شد و مملكت مازندران ديگرباره مضبوط و محفوظ گشت و فتحنامهها به اطراف ممالك روان داشته چوبين قوچين را به جانب سمرقند پيش ميرزا خليل سلطان ارسال فرمود و قلعهء استراباد را محكم ساخته كوتوالى آن بر ابو ليث مقرّر شد و قلعهء شاسمان * را عمارت نموده شيخ سلطان را به محافظت آن گذاشت و مهمّات مملكت استحكام يافته كليات سلطنت انتظام گرفت . بيت نظام حال زمان و قوام كار جهان * تمام گشت به اقبال شهريار جهان و قشلاق در مازندران يراق ديده مرتضى اعظم ، امير سيد عز الدين هزارهجريبى به سعادت ملازمت مشرف گشت و عنايت آن حضرت كه هميشه شامل احوال سادات بود خطهء دامغان را سيورغال او فرمود و مقاليد امور و نواهى جمهور مملكت مازندران ضميمهء ديگر ممالك فرموده به نواب كامياب شاهزادهء عالىجناب ميرزا الغ بيك باز گذاشت و عنان جهانگشاى به صوب خراسان معطوف ساخته لشكرها را اجازت فرمود و شكاركنان از طرف سرخس درآمده تاسع ذى قعده مستقر دولت و سرير مملكت ، يعنى دار السلطنهء هرات از شرف پاىبوس آن حضرت عزت و جلال و سعادت و اقبال يافت .